شاخص های ارزیابی عملکرد کمپین های دیجیتال مارکتینگ

شاخص های ارزیابی عملکرد کمپین های دیجیتال مارکتینگ

شاخص‌های ارزیابی عملکرد کمپین دیجیتال مارکتینگ، ابزارهای ضروری برای سنجش موفقیت سرمایه‌گذاری‌های بازاریابی هستند. در این مقاله، جامع‌ترین دسته‌بندی شاخص‌ها بر اساس مراحل قیف فروش، روش انتخاب معیارهای درست و ابزارهای تحلیل را بررسی می‌کنیم.

فهرست مطالب

شاخص‌های ارزیابی عملکرد کمپین‌های دیجیتال مارکتینگ، معیارهای قابل اندازه‌گیری هستند که برای سنجش میزان موفقیت یک کمپین در رسیدن به اهداف تعریف‌شده مانند افزایش فروش، آگاهی از برند یا تولید سرنخ فروش به کار می‌روند. این شاخص‌ها به شما نشان می‌دهند کدام بخش از کمپین مؤثر عمل کرده و کدام بخش نیاز به اصلاح فوری دارد. در واقع بدون شاخص‌های درست، هرگونه داوری درباره موفقیت یا شکست کمپین دیجیتال صرفاً حدس و گمان است. در ادامه، جامع‌ترین دسته‌بندی این شاخص‌ها را بر اساس مراحل قیف فروش بررسی می‌کنیم و راهکار عملی برای انتخاب و استفاده از آن‌ها ارائه می‌دهیم.

شاخص ارزیابی عملکرد کمپین دیجیتال مارکتینگ چیست؟

شاخص ارزیابی عملکرد یا همان KPI (مخفف Key Performance Indicator)، عدد یا معیاری است که میزان پیشرفت یک کمپین دیجیتال مارکتینگ را نسبت به هدف از پیش تعیین‌شده نشان می‌دهد. فرق شاخص عملکرد با یک داده خام این است که داده خام (مثلاً تعداد بازدیدکنندگان سایت) به تنهایی معنای مشخصی ندارد، اما شاخص عملکرد (مثلاً نرخ تبدیل بازدیدکننده به مشتری راغب) داده خام را به یک معیار تصمیم‌گیری تبدیل می‌کند.

یک شاخص خوب باید سه ویژگی داشته باشد: اول، قابل اندازه‌گیری باشد (عدد مشخصی بتوان به آن اختصاص داد). دوم، مرتبط با هدف اصلی کمپین باشد (نه صرفاً جالب‌به‌نظررسیدن). سوم، قابل اقدام باشد (یعنی اگر عدد شاخص نامطلوب بود، بدانید دقیقاً چه کاری باید انجام دهید).

مثال واقعی
فرض کنید یک کمپین تبلیغاتی در اینستاگرام برای فروش دوره آموزشی راه‌اندازی کرده‌اید. تعداد لایک‌ها ۵ هزار است اما فروش صفر. اگر «تعداد لایک» شاخص اصلی شما باشد، کمپین موفق به نظر می‌رسد. اما اگر «نرخ تبدیل کلیک به فروش» شاخص شما باشد، فوراً متوجه مشکل می‌شوید: صفحه فرود یا فرآیند خرید دارای نقص است.

چرا شاخص‌های عملکرد در کمپین‌های دیجیتال اهمیت دارند؟

از داده‌های خام تا تصمیم‌های اجرایی

بر اساس گزارش هاب‌اسپات در سال ۲۰۲۵، بیش از ۷۲ درصد از بازاریابان حرفه‌ای، شاخص بازگشت سرمایه (ROI) و نرخ تبدیل را دو مهم‌ترین معیار برای سنجش موفقیت کمپین‌های دیجیتال خود می‌دانند. دلیل این امر روشن است: شاخص‌های عملکرد پلی بین داده‌های جمع‌آوری‌شده و تصمیمات اجرایی هستند. وقتی می‌دانید هزینه جذب هر مشتری راغب از طریق گوگل ادز ۸۰ هزار تومان و از طریق ایمیل مارکتینگ ۱۵ هزار تومان است، تصمیم درباره تخصیص بودجه دیگر حدسی نیست.

هزینه تصمیم‌گیری بدون داده

تصمیم‌گیری بر اساس حس و حال یا تجربه‌های کلی، یکی از پرهزینه‌ترین اشتباهات در بازاریابی دیجیتال است. یک کمپین تبلیغاتی بدون شاخص مشخص، مانند رانندگی در جاده‌ای تاریک بدون چراغ است. شما نمی‌دانید به کجا می‌روید، چقدر پیش رفته‌اید و آیا مسیر درست را طی می‌کنید یا نه. طبق تحقیقات موسسه گارتنر در سال ۲۰۲۴، سازمان‌هایی که تصمیمات بازاریابی خود را بر پایه داده مستند می‌سازند، ۲۳ درصد بیشتر از رقبا بازگشت سرمایه مثبت گزارش کرده‌اند.

مشاوره رایگان

نیاز به تحلیل حرفه‌ای دارید؟

کارشناسان تیاما با بررسی دقیق شاخص‌های عملکرد کمپین شما، نقاط ضعف و فرصت‌های بهبود را شناسایی می‌کنند.

درخواست مشاوره رایگان ارتباط در کمتر از ۲۴ ساعت

دسته‌بندی جامع شاخص‌های ارزیابی عملکرد

در قیف فروش دیجیتال، شاخص‌های آگاهی مانند تعداد نمایش و میزان دسترسی در بالای قیف قرار دارند، شاخص‌های تعامل مانند نرخ کلیک و زمان ماندگاری در میانه قیف و شاخص‌های تبدیل و مالی مانند نرخ تبدیل و بازگشت سرمایه در انتهای قیف ارزیابی می‌شوند.

شاخص‌های آگاهی و جذب مخاطب (بالای قیف فروش)

این شاخص‌ها پاسخ می‌دهند: چقدر افراد با برند یا پیام ما آشنا شده‌اند؟

  • 👁️

    تعداد نمایش (Impression)

    هر بار که تبلیغ یا محتوای شما در صفحه نمایش کاربر ظاهر شود، یک نمایش ثبت می‌شود. تفاوت نمایش با بازدید در این است که کاربر لزوماً روی آن کلیک نکرده است. این شاخص برای کمپین‌های برندسازی اهمیت بالایی دارد.

  • 📢

    میزان دسترسی (Reach)

    تعداد افراد منحصربه‌فردی که پیام شما را دیده‌اند. اگر یک نفر ۱۰ بار تبلیغ شما را مشاهده کند، ۱۰ نمایش اما فقط ۱ دسترسی ثبت می‌شود. برای افزایش آگاهی از برند، Reach شاخص مناسب‌تری نسبت به Impression است.

  • 🌐

    ترافیک ورودی سایت

    تعداد بازدیدکنندگانی که از طریق کمپین وارد سایت شما شده‌اند. این شاخص بهتر است هم به‌صورت کلی و هم به تفکیک کانال‌هایی مانند جستجوی ارگانیک، شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات پرداختی بررسی شود.

  • 📣

    سهم صدا (Share of Voice)

    درصد نمایش تبلیغات یا حضور برند شما نسبت به مجموع نمایش تبلیغات رقبا در یک کانال مشخص. این شاخص نشان می‌دهد چه میزان از توجه مخاطبان را در مقایسه با رقبا به خود اختصاص داده‌اید.

شاخص‌های تعامل و درگیری (میانه قیف فروش)

این شاخص‌ها پاسخ می‌دهند: آیا مخاطبان واقعاً به پیام ما توجه کرده‌اند؟

  • 🖱️

    نرخ کلیک (CTR)

    نسبت تعداد کلیک‌ها به تعداد نمایش‌ها. این شاخص نشان می‌دهد چه درصدی از افرادی که تبلیغ، لینک یا نتیجه جستجوی شما را دیده‌اند، روی آن کلیک کرده‌اند.

(تعداد کلیک ÷ تعداد نمایش) × ۱۰۰
نرخ کلیک خوب به صنعت، نوع تبلیغات و کانال بازاریابی بستگی دارد؛ برای مثال میانگین نرخ کلیک تبلیغات گوگل ادز در سال ۲۰۲۵ حدود ۳.۱۷٪ گزارش شده است.
  • ⏱️

    زمان ماندگاری در صفحه (Average Time on Page)

    میانگین زمانی که کاربران در یک صفحه مشخص سپری می‌کنند. اگر این زمان بسیار کم باشد (مثلاً کمتر از ۳۰ ثانیه برای یک مقاله)، احتمال دارد محتوا با هدف یا نیاز کاربر از جستجو همخوانی نداشته باشد.

  • 📄

    تعداد صفحات مشاهده‌شده (Pages per Session)

    نشان می‌دهد هر کاربر پس از ورود به سایت، به طور میانگین چند صفحه را مشاهده کرده است. عدد بالاتر از ۲ صفحه معمولاً بیانگر تعامل مناسب کاربران با محتوای سایت است.

  • 🚪

    نرخ خروج یا پرش (Bounce Rate)

    درصد کاربرانی که پس از ورود به یک صفحه، بدون مشاهده صفحه دیگری سایت را ترک می‌کنند. این شاخص باید در کنار هدف صفحه و نوع محتوا تفسیر شود و به‌تنهایی معیار خوبی یا بدی عملکرد نیست.

هشدار مهم
نرخ خروج بالا (بالای ۷۰ درصد) لزوماً بد نیست. اگر کاربر در همان صفحه اول پاسخ سوالش را پیدا کند و سایت را ترک کند، نرخ خروج بالا اما هدف کمپین محقق شده است. همیشه شاخص را در کنار هدف کمپین تفسیر کنید.

شاخص‌های تبدیل و فروش (پایین قیف فروش)

این شاخص‌ها پاسخ می‌دهند: چقدر از مخاطبان به اقدام مطلوب رسیده‌اند؟

  • 🎯

    نرخ تبدیل (Conversion Rate)

    نسبت تعداد کاربرانی که اقدام مطلوب را انجام داده‌اند به کل بازدیدکنندگان سایت. این اقدام می‌تواند خرید، ثبت‌نام، تکمیل فرم، دانلود فایل یا هر هدف دیگری باشد که برای کمپین تعریف شده است.

(تعداد تبدیل‌ها ÷ کل بازدیدکنندگان) × ۱۰۰
  • 💰

    هزینه به ازای هر سرنخ فروش (CPL)

    کل هزینه کمپین تقسیم بر تعداد سرنخ‌های فروش ایجادشده. برای مثال اگر ۵ میلیون تومان هزینه کرده باشید و ۱۰۰ سرنخ فروش به دست آورید، هزینه هر سرنخ برابر با ۵۰ هزار تومان خواهد بود.

  • 👤

    هزینه جذب مشتری (CAC)

    کل هزینه‌های بازاریابی و فروش تقسیم بر تعداد مشتریان جدید. تفاوت اصلی آن با CPL این است که در CAC فقط مشتریان واقعی محاسبه می‌شوند، نه صرفاً سرنخ‌های فروش.

  • 🛒

    نرخ رها کردن سبد خرید (Cart Abandonment Rate)

    درصد کاربرانی که محصولی را به سبد خرید اضافه می‌کنند اما فرایند خرید را تکمیل نمی‌کنند. این شاخص یکی از مهم‌ترین معیارهای ارزیابی تجربه کاربری و عملکرد فروشگاه‌های اینترنتی است.

طبق آمار Baymard Institute، میانگین جهانی نرخ رها کردن سبد خرید در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۰٪ بوده است؛ بنابراین مشاهده این شاخص به‌تنهایی نشانه ضعف فروشگاه نیست و باید در کنار عواملی مانند هزینه ارسال، سرعت پرداخت و تجربه کاربری تحلیل شود.

شاخص‌های مالی و بازگشت سرمایه

این شاخص‌ها پاسخ می‌دهند: آیا کمپین از نظر اقتصادی ارزشش را داشته است؟

  • 📈

    بازگشت سرمایه (ROI)

    سود خالص حاصل از کمپین تقسیم بر کل هزینه سرمایه‌گذاری و سپس ضربدر ۱۰۰. این شاخص نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری شما تا چه اندازه سودآور بوده است.

((درآمد − هزینه) ÷ هزینه) × ۱۰۰
🧮مثال

اگر ROI یک کمپین ۱۵۰٪ باشد، یعنی به ازای هر ۱ تومان هزینه، ۱.۵ تومان سود خالص برای کسب‌وکار ایجاد شده است.

  • 📣

    بازگشت هزینه تبلیغات (ROAS)

    برخلاف ROI که سود خالص را نسبت به کل هزینه سرمایه‌گذاری می‌سنجد، ROAS فقط درآمد حاصل از تبلیغات را نسبت به هزینه تبلیغات محاسبه می‌کند و برای ارزیابی عملکرد کمپین‌های تبلیغاتی کاربرد دارد.

درآمد حاصل از تبلیغات ÷ هزینه تبلیغات
🧮مثال

اگر مقدار ROAS برابر ۴ باشد، یعنی هر ۱ تومان هزینه تبلیغات، ۴ تومان درآمد ایجاد کرده است.

  • ❤️

    ارزش طول عمر مشتری (CLV / LTV)

    کل درآمدی که یک مشتری در تمام مدت ارتباط خود با کسب‌وکار ایجاد می‌کند. مقایسه CLV با CAC نشان می‌دهد آیا هزینه جذب مشتری منطقی بوده و مدل اقتصادی کسب‌وکار در بلندمدت پایدار است یا خیر.

قاعده طلایی CLV به CAC

قاعده کلی: CLV باید حداقل ۳ برابر CAC باشد. اگر هزینه جذب یک مشتری ۱۰۰ هزار تومان باشد، ارزش طول عمر آن مشتری باید حداقل ۳۰۰ هزار تومان باشد تا مدل اقتصادی شما پایدار بماند.

آشنایی با مفهوم فرمول‌های ROI و ROAS تنها بخشی از ماجرا است. در دنیای واقعی کسب‌وکار، محاسبه دقیق بازگشت سرمایه به دلیل درهم‌تنیدگی هزینه‌های مختلف (مانند هزینه تولید محتوا، ابزارها و حقوق تیم) چالش‌برانگیزتر می‌شود. اگر می‌خواهید یاد بگیرید چگونه این شاخص‌های مالی را با در نظر گرفتن تمام متغیرها به‌صورت عملی و مرحله‌به‌مرحله محاسبه کنید، مقاله نحوه محاسبه نرخ بازگشت سرمایه در دیجیتال مارکتینگ را مطالعه کنید.

جدول راهنمای شاخص‌های کلیدی بر اساس مرحله قیف فروش

مرحله قیف فروششاخص کلیدیتوضیح مختصرمثال عددی مرجع
آگاهی (بالای قیف)تعداد نمایشدفعات ظاهر شدن تبلیغ یا محتوا برای کاربر۵۰۰ هزار نمایش در کمپین تبلیغاتی
آگاهی (بالای قیف)میزان دسترسیتعداد افراد منحصربه‌فردی که پیام را دیده‌اند۱۲۰ هزار نفر دسترسی یافته
تعامل (میانه قیف)نرخ کلیک (CTR)نسبت کلیک‌ها به نمایش‌ها۳.۱۷ درصد (میانگین گوگل ادز ۲۰۲۵)
تعامل (میانه قیف)نرخ خروجدرصد ترک سایت بعد از یک صفحهزیر ۵۰ درصد ایده‌آل است
تبدیل (پایین قیف)نرخ تبدیلنسبت اقدام مطلوب به کل بازدیدکنندگان۲ تا ۵ درصد (بسته به صنعت)
تبدیل (پایین قیف)هزینه جذب مشتری (CAC)هزینه به ازای هر مشتری جدید جذب‌شدهمتغیر بر اساس صنعت و کانال
مالی (نتایج نهایی)بازگشت سرمایه (ROI)سود خالص نسبت به کل هزینهبالای ۱۰۰ درصد مطلوب است
مالی (نتایج نهایی)بازگشت هزینه تبلیغات (ROAS)درآمد تبلیغات نسبت به هزینه تبلیغاتبالای ۴ برابر مناسب است

چگونه شاخص‌های مناسب کمپین خود را انتخاب کنید؟

الگوریتم سه‌مرحله‌ای انتخاب شاخص

۱

تعیین هدف اصلی کمپین: قبل از هر چیز باید بدانید کمپین قرار است چه نتیجه‌ای بدهد. آیا هدف آگاهی‌بخشی است؟ تولید سرنخ فروش؟ فروش مستقیم؟ یا حفظ و وفادارسازی مشتریان فعلی؟ هر هدف، شاخص مختص خود را دارد.

۲

تطبیق شاخص با مرحله قیف فروش: وقتی هدف مشخص شد، شاخص‌ها را از همان مرحله قیف انتخاب کنید. اگر هدف آگاهی‌بخشی است، نرخ تبدیل شاخص اصلی شما نیست؛ تعداد نمایش و میزان دسترسی اهمیت بیشتری دارند. اگر هدف فروش است، ROAS و نرخ تبدیل در اولویتند.

۳

فیلتر قابلیت اقدام: از بین شاخص‌های مرتبط، آن‌هایی را انتخاب کنید که اگر عددشان نامطلوب بود، بدانید دقیقاً چه اقدامی باید انجام دهید. نرخ خروج مثلاً شاخص قابل‌اقدامی است (اگر بالا بود، محتوا یا صفحه فرود را بهبود می‌دهید) اما تعداد کل بازدید به تنهایی قابل‌اقدام نیست.

خطاهای رایج در انتخاب شاخص‌های عملکرد

انتخاب شاخص نامناسب برای ارزیابی کمپین، یکی از رایج‌ترین دلایل اتلاف بودجه بازاریابی دیجیتال است؛ زیرا داده‌های نادرست منجر به تصمیم‌گیری‌های اشتباه در تخصیص منابع مالی می‌شوند.

همان‌طور که اشاره شد، ارزیابی کمپین بر اساس شاخص‌های نامربوط می‌تواند به هدررفت بودجه منجر شود؛ اما این تنها دلیلی نیست که یک استراتژی بازاریابی را با شکست مواجه کند. مشکلاتی مانند شناخت نادرست مخاطب هدف، ضعف در صفحه فرود یا عدم هماهنگی بین کانال‌های تبلیغاتی نیز از جمله موانع بزرگی هستند که مسیر رسیدن به تبدیل را مسدود می‌کنند. برای اینکه تصویر کاملی از این چالش‌ها داشته باشید و بتوانید آن‌ها را پیش از شروع کمپین شناسایی کنید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله دلایل اصلی ناکامی کمپین‌های دیجیتال مارکتینگ را با دقت مطالعه کنید.

تمرکز بیش از حد بر شاخص‌های ظاهری (Vanity Metrics)

لایک، فالوور و تعداد نمایش‌ها جذاب هستند اما لزوماً نشان‌دهنده موفقیت تجاری نیستند. یک کمپین ممکن است هزاران لایک بگیرد اما هیچ درآمدی ایجاد نکند.

انتخاب بیش از حد شاخص

انتخاب ۲۰ شاخص برای یک کمپین، عملاً هیچ شاخصی را مهم نمی‌کند. قاعده کلی: برای هر کمپین ۳ تا ۵ شاخص اصلی کافی است.

یکسان فرض کردن شاخص‌ها در کانال‌های مختلف

نرخ کلیک در ایمیل مارکتینگ با نرخ کلیک در تبلیغات جستجو معنای متفاوتی دارد و نمی‌توان آن‌ها را مستقیماً مقایسه کرد.

نادیده گرفتن شاخص‌های مالی در کمپین‌های برندسازی

حتی کمپین‌های آگاهی‌بخشی باید هزینه به ازای هر دسترسی را محاسبه کنند تا از سوءاستفاده بودجه جلوگیری شود.

ابزارهای اندازه‌گیری و تحلیل شاخص‌ها

برای اندازه‌گیری دقیق شاخص‌های عملکرد، نیاز به ابزارهای تخصصی دارید:

گوگل آنالیتیکس ۴ (GA4): رایج‌ترین و در دسترس‌ترین ابزار تحلیل رفتار کاربران در سایت. ترافیک ورودی، نرخ خروج، زمان ماندگاری و نرخ تبدیل را می‌توانید از اینجا استخراج کنید.

گوگل ادز: اگر کمپین تبلیغاتی در شبکه جستجوی گوگل اجرا می‌کنید، پنل خود گوگل ادز شاخص‌های CTR، CPC و ROAS را به‌صورت لحظه‌ای ارائه می‌دهد.

هاب‌اسپات: پلتفرم یکپارچه بازاریابی که شاخص‌های مربوط به چرخه فروش، سرنخ‌ها و مشتریان را رهگیری و گزارش‌دهی می‌کند.

گوگل تگ منیجر: برای مدیریت کدهای رهگیری و اطمینان از ثبت دقیق رویدادهای تبدیل در سایت، ابزار ضروری است.

چک‌لیست عملی ارزیابی کمپین دیجیتال

  • شاخص‌های کلیدی را دقیقاً بر اساس هدف کمپین انتخاب نمایید
  • ابزار تحلیل داده را از روز اول کمپین فعال و پیکربندی کنید
  • داده‌های هر کانال را به‌صورت جداگانه و ترکیبی بررسی کنید
  • بازه زمانی معیاری برای سنجش شاخص‌ها تعیین و ثابت نگه دارید
  • نتایج کمپین را با دوره‌های مشابه قبل مقایسه و تحلیل کنید
  • شاخص‌های مالی مثل هزینه جذب مشتری را به‌دقت رصد کنید
  • گزارش تحلیلی از عملکرد کمپین تهیه و به ذینفعان ارائه دهید

نتیجه‌گیری

شاخص‌های ارزیابی عملکرد، ستون فقرات هر کمپین دیجیتال مارکتینگ موفق هستند. بدون آن‌ها، شما در واقع دارید بودجه سازمان را بر اساس حدس و گمان خرج می‌کنید. نکته کلیدی این است که به جای رصد کردن ده‌ها شاخص مختلف، ۳ تا ۵ شاخص اصلی را که مستقیماً با هدف کمپین مرتبط هستند انتخاب کنید و روی بهبود مستمر آن‌ها تمرکز نمایید.

قدم بعدی شما چیست؟ ابتدا شاخص‌های فعلی کمپین‌های خود را مرور کنید و بپرسید: «آیا این شاخص واقعاً به من می‌گوید کمپین موفق بوده یا نه؟» اگر پاسخ منفی است، بر اساس الگوریتم سه‌مرحله‌ای این مقاله، شاخص‌های جدیدی تعریف کنید و ابزار تحلیل داده را برای اندازه‌گیری آن‌ها پیکربندی نمایید.

امتیاز به این نوشته

سوالات متداول

شاخص‌های ارزیابی عملکرد کمپین دیجیتال مارکتینگ چیست؟

معیارهای کمی مشخصی مانند نرخ تبدیل، بازگشت سرمایه (ROI) و نرخ کلیک که میزان موفقیت کمپین را در رسیدن به هدف تعریف‌شده سنجش می‌کنند.

مهم‌ترین معیار سنجش موفقیت کمپین تبلیغاتی کدام است؟

هیچ شاخص واحدی برای همه کمپین‌ها وجود ندارد. برای کمپین‌های فروش، ROAS مهم‌ترین است و برای کمپین‌های برندسازی، میزان دسترسی و سهم صدا اولویت دارند.

تفاوت ROI و ROAS در کمپین دیجیتال چیست؟

ROI سود خالص را نسبت به کل هزینه سرمایه‌گذاری می‌سنجد اما ROAS فقط درآمد حاصل از تبلیغات را نسبت به هزینه تبلیغات محاسبه می‌کند و سود خالص را در نظر نمی‌گیرد.

چگونه نرخ تبدیل کمپین دیجیتال را محاسبه کنیم؟

تعداد کاربرانی که اقدام مطلوب انجام داده‌اند را تقسیم بر کل بازدیدکنندگان کنید و حاصل را در ۱۰۰ ضرب نمایید.

بهترین ابزار اندازه‌گیری عملکرد کمپین دیجیتال کدام است؟

گوگل آنالیتیکس ۴ برای رفتار سایت، پنل گوگل ادز برای تبلیغات جستجو و هاب‌اسپات برای مدیریت چرخه فروش، رایج‌ترین ابزارها هستند.

چند شاخص باید برای هر کمپین دیجیتال تعریف کنیم؟

بهترین روش، انتخاب ۳ تا ۵ شاخص اصلی است که مستقیماً با هدف کمپین مرتبط باشند. تعداد بیشتر باعث پراکندگی تمرکز و تصمیم‌گیری سخت‌تر می‌شود.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *